در 10 مارس سال 1977 ، نا منتظره ترين رصد انجام شد . گروهي از دانشمندان به محل رصد خانه ايربرن كويپر ناسا سفر كردند تا شاهد عبور اورانوس را از مقابل يك ستاره ي ضعيف باشند . اين رصد را رصد استتار)اختفا) ناميدند و ارزش آن در اين واقعيت نهفته است كه وقتي سياره اي از مقابل يك ستاره عبور ميكند ، جزئيات مربوط به جو و ابعاد آن سياره را ميتوان تعيين كرد . سياره اي كه جوي نداشته باشد ، ناگهان ستاره را مخفي ميكند ، اما سياره ي واجد جو ، بسته به چگالي آن جو ، كم كم ستاره را تار ميكند . وقتي اين هيئت سرگرم رصد اورانوس بودند ، پيش از شروع اختفا چند بار نور ستاره كم و زياد شد . نخستين بار كه اين تغيير صورت گرفت آن را مربوط به عيب لحظه اي دستگاههاي رصد پنداشتند ، اما با گذشت زمان ، پنج بار اين تغيير ثبت شد كه ديگر نميشد اينها را به عيب دستگاه نسبت داد . سپس اورانوس ستاره را به مدت بيست و پنج دقيقه مخفي كرد و پس از دور شدن سياره بار ديگر اين تغيير مشخص صورت گرفت. فاصله ي زماني اين تغييرات در دو طرف ستاره همبستگي بسيار خوبي با هم داشتند . تفسير اين رويدادها اين بود كه اورانوس دست كم پنج حلقه دارد. چون هر تغيير در برونداد نوري ستاره فقط 1 تا 4 ثانيه طول ميكشيد ، حلقه ها مي بايد بسيار نازك و گستره ي عرض آنها بين 1 تا 4 كيلومتر باشد و با رصدهاي اختفايي بيشتر كه از زمين صورت گرفت ، چهار حلقه ديگر هم افزوده شد كه بر روي هم تعداد حلقه ها به 9 رسيد . حلقه دهم (1986 U1R) به زحمت در عكسهاي ويجر 2 قابل رؤيت بود . همچنين ناحيه عريضي از ذرات با توزيعي پراكنده ( 1986(U2R ميان درونترين حلقه و خود سياره به چشم مي خورد . هر يك از ده يا يازده حلقه عبارتند از اپسيلون ، سپس ( 1986U1R )، دلتا ، گاما ، اتا ،بتا ، آلفا ،4،5،6، و سرانجام (1986U2R) كه ممكن است نشان دهنده ي ماده اي باشد كه به درون سياره كشيده مي شود . عرض حلقه ي اپسيلون در حدود 40 km است و دو قمر 1986 U7 و 1986U8 ، واقع در دو طرفش ، آن را هدايت مي كنند . ابعاد ذراتي كه اين حلقه را تشكيل مي دهند ، غالباً بزرگتر از يك متر است ، اما وقتي به حلقه ها از پشت نور تابيده مي شود ، به نظر مي رسد كه حاوي غبار هم باشند . ظاهراً ذراتي كه اندازه ي آنها بين يك متر باشد غبار وجود ندارد . ريشه نام اورانوس واژهایست یونانی به معنای آسمان،و نیز خدایگان آسمان نیز در میان یونانیان به همین نام خوانده میشد. میان غربیان در بین سیارات هشگانه اورانوس تنها سیاره ای است که نام خود را از افسانه های یونانی برگرفته است. (برخلاف سایرین که نامی برگرفته از افسانه های رومی دارند.). معادل ایرانی آن آهوره است ريشه نام اهوره:آریاییان در آغاز برای مفهوم الوهیت نامی نداشتند و هریک از قوا و عناصر طبیعت را به نامی که داشت ستایش و نیایش میکردند. در آغاز، آسمان، اجرام سماوی و پدیدههایی چون ماه، ستارگان، رعد و برق و باد را میپرستیدند. و چون بالاترین خدایان، خدای آسمان بود، کلمة عام برای مفهوم «خدا» در اغلب زبانهای آریایی از کلمة دیهئوس (ایرلندی، دیا توتُنی باستان، زیو ، سنسکریت، دِوَه ، لاتین، دِئوس ، لیتوانیایی، دیهوَس ...) اخذ شده است، چنانکه «زئوس» در یونانی یو (پیتر) در لاتین، دیائوس در سنسکریت، خدای آسمان است (از ریشة دیو = تابیدن، نور افشاندن) نام دیگر خدای آسمان نزد آریاییان کهن، وَرونه (نزد یونانیان، اورانوس ) بود. این نام بیشتر به پهنة آسمان و گستردگی و فراگیری آن نظر داشت (از ریشة var = پوشاندن)؛ بعدها در ایران «آهوره» جای «ورونه» را گرفت . نزد ایرانیان و هندیان، ورونه یا «میتره» (در سنسكریت، یا میثره در اوستا) ارتباط بسیار نزدیک داشت و غالباً نام هر دو با هم میآمد. جرم و جاذبه جرم اورانوس يا مقدار ماده آن 2/1 14( 14 و يك دوم ) برابر جرم زمين است. جرم اورانوس 68/8 ضربدر 10 به توان 25 كيلوگرم است. به اين ترتيب جرم اورانوس حدود يك بيستم بزرگ ترين سياره منظومه شمسي يعني مشتري ست. قوه جاذبه اورانوس مساوی به 93 % قوه جاذبه زمین است به خاطر این نیروی جاذبه سطح اورانوس کمتر از زمین است که نيروي جاذبه اي كه يك سياره در سطحش بر يك شيء وارد مي كند با جرمش و معكوس مربع شعاع تناسب دارد.. بدین اساس شخصی با صد کیلو گرم در سطح اورانوس 93 کیلو گرم وزن میشود. سرعت گردش اورانوس در طی ساعت برابراست به8/ 6 کیلو متر . متوسط تراكم اورانوس 27/1 گرم بر سانتي متر مكعب يعني 4/1 1(يك ويك چهارم) برابر تراكم آب است. تراكم، مقدار جرم يك ماده تقسيم بر حجم آن است. تراكم اورانوس يك چهارم تراكم زمين است و از اين نظرمشابه مشتري ست. با وجود این که اورانوس خیلی بزرگ تر از زمین است ولی نيروي جاذبه در سطح اورانوس حدود 90 درصد نيروي جاذبه سطح زمين است.
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 9:32 توسط |
| ||||||