اورانوس 21 ماه شناخته شده دارد. همه ي قمرهاي اورانوس در همان صفحه ي استوايي سياره و در همان جهت (رجعي ) چرخش سياره آن را دور ميزنند. اما اين قمرها چندان از زمين دورند كه فقط به صورت يك نقطه ي نوراني به نظر ميرسند و جزئيات آنها اصلا آشكار نيست. دو تا از اين ماه ها به وسيله ويليام هرشل در سال 1781 كشف شدند. دو تاي ديگر به وسيله ويليام لاسل در سال 1851 كشف شدند و يكي ديگر نيز به وسيله جي كيپر در سال 1948 كشف شد. در ژانويه ي سال 1986 وقتي ويجر 2 از فاصله ي 75000km اورانوس ميگذشت ، در فاصله ي 27000km دست كم به يكي از قمرهاي اين سياره رسيد . هيچ كس گمان نميبرد كه اين رويا رويي نزديك منجر به كشف ده قمر ديگر شود كه اندازه ي آنها در گستره ي 40km تا 170 km است. عبور از نزديكي اين سياره اطلاعات تازه اي هم بر آنچه درباره ي پنج قمر شناخته شده ي پيشين كه ميدانستيم ، افزود. دانشمندان حدس مي زنند كه ساختار اقمار بزرگ اورانوس ، مانند بسياري از اقمار زحل ، آميزه اي از سنگ و يخ است. از پنج قمر بزرگ اورانوس ، قطر بيرونيترين آنها ، اوبرون (Oberon) ،1550km كه همه ي سطح آن دهانه دار ، از جمله دهانه ي بسيار بزرگ است. اين امر حاكي از آن است كه بيشتر عوارض سطحي آن بر اثر ريزش خرده پاره هاي مواد در مرحله ي اوليه ي پيدايش اين قمر به وجود آمده اند و از اين رو سطح آن بسيار سرد است . بسياري از دهانه هاي اين قمر بر اثر تابش نور درخشانند و كف بعضي از آنها با ماده ي تيره رنگي پوشانده شده است . در لبه ي اين قمر كوهي مشاهده ميشود به ارتفاع 20km . قمر بعدي تيتانيا ، بزرگترين قمر اورانوس است كه قطر آن به 1600km ميرسد. سطح قابل رويت اين قمر نيز دهانه دار است اما دهانه هاي بزرگ ندارد . سطح اين قمر را تا حدي جديدتر از سطح ابرون ميدانند. تيتانيا با دهانه هاي درخشان خال خال ، شامل چند دره ي بزرگ است با شكستگيها يا گسلهايي كه نشانه حركات تكتونيكي كلي آن است . به همين ترتيب اگر به سوي سياره برويم به قمر اومبريل به قطر 1200km ميرسيم. سطح تيره ي دهانه دار يكنواخت آن سيماي نسبتا آرامي به اين قمر ميبخشد . احتمالا سطح آن از لايه ي عميقي ماده ي تيره رنگ پوشيده شده كه به اساني آشفته نميشده است. فقدان دهانه هاي درخشان نيز مويد همين امر است .با وجود آرامش كلي اومبريل ، يك دهانه ي درخشان استثنايي به قطر 140km بر سطح آن نمايان است كه هيچ توضيحي درباره ي آن داده نشده است. در ميان پنج قمر بزرگ اورانوس ، فعاليت دروني اين قمر از همه كمتر است. قمر بعدي آريل است كه تنها از لحاظ قطر به اومبريل شباهت دارد . از پنج قمر بزرگ اورانوس ، آريل از همه درخشانتر است. الگوي دهانه ي آن احتمالا حاكي از دوران برخوردهاي تازه تري باشد . شبكه ي كلي از خطوط گسيلي و بعضي ديواره هاي سراشيب ممتد گسيخته از هم، به عمق 10km و صدها كيلومتر طول، دلالت بر فعاليت شديد دروني دارد . در بعضي جاها جريانهاي سطحي دهانه را نيمه مدفون كرده است. ميراندا، به خاطر ابعاد كوچكش ، (فقط با قطر500km)نسبت به هر قمر ديگري در منظومه ي شمسي فعاليت سطحي بيشتري را نشان ميدهد.. دو ناحيه ي عظيم بيضي شكل آن با آثار موازي يكديگر، شبيه به ميدان مسابقات ارابه راني رم باستانند . دره هاي ژرف عظيمي دارد كه عمق يكي از آنها به 20km ميرسد، يعني از گراند كانيون آريزونا بسيار عميقتر است. ميراندا، ناحيه اي به رنگ روشن نيز دارد كه V شكل ، شبيه به علامت روي بازوي درجه دارهاي ارتش است. اين عارضه شايد حاصل فعاليت زمين شناختي باشد كه درست پيش از زمان انجماد صورت گرفته است ، قطعا اين يكي از متداولترين نشانه هايي است كه در هر قمر منظومه ي شمسي بايد كشف شود ، و توضيح آن همچنان دشوار خواهد بود .وقتي به اورانوس نزديك ميشويم نخستين ده قمري را كه با ويجر 2 يافت شده اند ميبينيم. اين قمر كه 1985u1 ناميده شده، دهانه دار است و شكل مدور كاملي ندارد . نه قمر ديگرهمگي ابعادي كمتر از 80km دارند. میراندا، قمر اورانوس، سه منطقه به نام آوید دارد که قسمتهای بیرونی آنها شبیه به زمین مسابقات دومیدانیست. فعالیتهای درونی سیاره در 20بیلیون سال پیش احتمالا منجر به پدید آمدن این مناطق شده اند. اورانوس علاوه بر گردش انتقالی، گردش وضعی نیز دارد. قسمت داخلی سیاره (هسته و اقیانوس) در مدت 17 ساعت و 14 دقیقه یک دور کامل حول محور طولی گردش می کنند. البته قسمت اتمسفر سیاره بسیار سریعتر می چرخد. سریعترین بادهای سطح اورانوس که در دو سوم از ناحیه استوا تا قطب جنوب اندازه گیری شده اند را با سرعت حدود 450 مايل در ساعت يا 720 كيلومتر در ساعت مي پيمايند . بنابراین اتمسفر این منطقه در هر 14 ساعت یکبار گردش وضعی کامل دارد. محور گردشي اورانوس به ميزان زيادي يعني 98 درجه به پهلو كج شده. محور چرخش آن تقريباً در سطح مدارش (در واقع 8 درجه پايين تر از اين سطح) قرار گرفته است. وقتي ويجر 2 در 1986، از نزديكي اين سياره عبور كرد ، خورشيد ناحيه قطبي آن را روشن مي كرد . پس مي توان گفت كه در آن هنگام در قطب جنوب اورانوس تابستان بوده است . اين امر دلالت بر آن دارد كه42 سال بعد از آن تاريخ ، وقتي كه سياره به طرف مقابل آن موضع در منظومه شمسي قرار گيرد ، در قطب شمالش تابستان ، و در ناحيه قطب جنوب آن تاريك خواهد بود . در نيمه راه بين اين دو حد اعلا ، خورشيد بر فراز استواي سياره ظاهر خواهد شد اين امر حاكي از آن است كه تغييرات فصلي در اورانوس ، نسبت به زمين بسيار بيشتر است . محور طولی فرضی این سیاره به حدی انحراف دارد که تقریبا به صفحه مداری چسبیده است. كجي محور بيشتر سياره ها كمتر از 30 درجه است. براي مثال كجي محور زمين حدود 2/1 23 (23 و يك دوم درجه) است. اما كجي محور اورانوس 98 درجه است. چنان كه محور تقريباً در صفحه مداري قرار مي گيرد. هر گاه مشخص شود كجي محور سياره اي بزرگتر از 90 درجه است ، نشانه ي آن است كه چرخش سياره در جهت رجعي (پادساعتگرد)، به شرطي كه از شمال منظومه ي شمسي ديده شود . اين مطلب در مورد سياره ي زهره نيز صدق ميكند، كه چرخش پادساعتگرد و كجي محورش به اندازه ي 177 درجه مشخص شده است..ستاره شناسان كجي يك سياره را با مقايسه آن با يك خط كه در يك زاويه درست با صفحه مدار است، اندازه گيري مي كنند. اين سطح فرضي با همه نقاط مدار در تماس است. بنابراين اورانوس به جاي گردش با محورش، به شكل نسبتاً قايم با صفحه مدار (مثل ساير سیارات منظومه شمسي) روي پهلويش (در امتداد با مسير مدار) مي گردد. بسياري از ستاره شناسان فكر مي كنند كه برخورد با سياره اي به اندازه زمين ممكن است اورانوس را روي پهلويش تكان داده باشد. اين اتفاق كمي پس از تشكيل اورانوس رخ داده است. به خاطر جهت محور گردشي تقريباً قايم اورانوس, درباره قطب هاي اورانوس بحث هايي به وجود آمده. اين بحث ها به سؤال ديگري نيز منجر شده و آن اين است كه آيا اورانوس در يك محور برعكس (مثل ناهید) مي گردد يا نه در جهت بقيه سيارات منظومه شمسي مي گردد؟
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:28 توسط |
| ||||||